سديد الدين محمد عوفى
517
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
جمله از خواب درآمديم « 1 » و از هيبت نزديك بود كه زهرهها آب شود ، و چون « 2 » سنكو بيدار شد « 3 » ساعتى بگريست و خاموش شد ، و ما آن شب « 4 » از بيم نخفتيم ، و چون صبح بدميد از رباط بيرون آمديم « 5 » و چون ميلى دو سه برفتيم « 6 » شير هردو را كشته بود و بر سر راه انداخته « 7 » و هيچ « 8 » از گوشت ايشان نخورده بود . ما را يقين شد كه آن خذلان ناحفاظى بود كه بديشان در رسيد ، پس جمله توبه كرديم « 9 » و به خداى عزوجل بازگشتيم « 10 » كه هرگز گرد زنا بر پيرامن دامن « 11 » عفت ما ننشيند « 12 » كه خاتمت و عاقبت آن رسوايى دنيا و درماندگى عقبى تواند بود . بيت هر كو به زنا همى كند دست دراز * كمعمر « 13 » بود « 14 » هميشه در ذل و نياز « 15 » حكايت ( 4 ) در كتاب مجمع الامثال آورده است در معنى اين مثل كه در افواه عرب متداول است كه « 16 » در تغابى و « 17 » تغافل « سر عنك » گويد « 18 » :
--> ( 1 ) - مپ 2 - و چنان بغريد كه . . . درآمديم ( 2 ) - مپ 2 - و چون ( 3 ) - مپ 2 - بيدار شد ( 4 ) - مج - آن شب ( 5 ) - مپ 2 - و چون صبح بدميد ، متن و مج و بنياد : صبح بدميد روان شديم ( 6 ) - مپ 2 - و چون ميلى دو سه برفتيم ( 7 ) - مپ 2 - و بر سر راه انداخته ( 8 ) - مپ 2 - هيچ ( 9 ) - متن و مپ 2 و بنياد : كردند ( 10 ) - مپ 2 : بازگشتند + تا بدانند ( 11 ) - متن و بنياد - دامن ( 12 ) - مپ 2 - كه هرگز گرد . . . . عفت ما ننشيند ( 13 ) - مج : در غم ، بنياد : تا عمر ( 14 ) - مج + او ( 15 ) - مج : به نار ، نسخهء مپ 2 فاقد اين بيت است ( 16 ) - متن و بنياد - كه ( 17 ) - متن - تغابى و ( 18 ) - مپ 2 : گويند ، مج - گويد